تبلیغات
طنز و حکمت - مطالب سینا
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگ من چیست؟






آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
1 2 3 4 5

لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

جمعه 18 آبان 1386
انواع بوق

نوع بوق: بوق کوچولو
معنی:  سلام علیک
كاربرد: احوال پرسی با راننده آشنا


 
نوع بوق: بوق
معنی: به، خیلی مخلصیم
كاربرد: احوال پرسی با راننده آشنا
 
نوع بوق: بوق
معنی:  کجایی بی وفا
كاربرد: احوال پرسی با راننده آشنا
 
نوع بوق: بوق
معنی:  کجا؟
كاربرد: ویژه مسافرکشی
 
نوع بوق: بدون وقفه به مدت نیم ساعت
معنی: بدو بیا دیر شد
كاربرد: صدا زدن خانم جهت رفتن به مهمانی
 
نوع بوق: بدون وقفه معمولی با آهنگ
معنی: دیدید دید، دید دید!
كاربرد: جلوی مراکز درمانی هنگام مشاهده ماشین عروس، حتی خالی!
 
نوع بوق: بوق قطار روی پیکان
معنی: ندارد
كاربرد: نشانه ذوق سرشار راننده
 
نوع بوق: بوق کامیون روی موتور سیکلت
معنی: ندارد
كاربرد: نشانه بزرگواری موتور سوار
 
نوع بوق: صدای آژیر بجای بوق
معنی: بی‌بو، ببو
كاربرد: ویژه رانندگانی که عشق پلیس بازی دارند
 
نوع بوق: صدای خروس به جای بوق
معنی: قوقولی قوقو
كاربرد: ویژه روستایی‌های عزیز که سالهاست از روستا دور مانده‌اند!

نوع بوق: صدای سگ، اسب و غیره
معنی: (چی بگم والا)
كاربرد: این كه می‌شنوی، احتمالا صدای ...
 
نوع بوق: تیس تیس
معنی: ندارد
كاربرد: کلاس بالای راننده
نوشته شده توسط سینا ساعت 03:11 ق.ظ موضوع مطلب :‌ طنز ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 10 آبان 1386
نکته

برای پول در آوردن سه راه وجود دارد:

۱.پدرت برات پول دربیاره

۲.پدر مردم رو برای پول درآوردن در آری

۳.پدرت برای پول درآوردن در آد

زندگی ما از این سه حالت خارج نیست.

پس اول بخند بعد گریه کن.

نوشته شده توسط سینا ساعت 01:11 ق.ظ موضوع مطلب :‌ طنز ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 26 مهر 1386
جوات

جوات (یا به روایتی جواد) كلمه‌ای قدیمی و صاحب یك فرهنگ خاص است. امكان توضیح این فرهنگ وجود نداشته و شرق شناسان و جامعه شناسان بسیاری در وصف آن سر به بیابان گذاشته اند، ولی نتوانسته‌اند تعریفی خاص برای آن بیابند. لذا ما در اینجا با ذكر یك مثال از این فرهنگ آنرا به شما معرفی می‌كنیم:

شخص جوات، دارای یك پیراهن میكروپیچ (نوع خاصی از پارچه پیج اسكن) به رنگ بنفش با یك شلوار خانواده (شلواری كه آنقدر گشاد و دارای پیله (پلیسه) است كه یك خانواده 12 نفری داخل آن جامیگیرد) مشكی رنگ از جنس كرپ است. كمربند چرمی با یك سگك كه اندازه آن حداقل به اندازه یك پیش دستی یا نعلبكی بزرگ است. كفشهای چرمی پاشنه تخم مرغی (قیصری) كه پاشنه آنرا خوابانده، بدون جوراب. دسته كلید بزرگی به اندازه تمام كلیدهای زندان اوین به كمك یك زنجیربه بند شلوارش وصل شده و در جیب شلوارش مقادیر كافی اسلحه سرد از جمله پنجه بكس، چاقو ضامن دار (دسته زنجان)، تیغ، زنجیر و ... در كنار یك عدد لنگ (دستمال یزدی) موجود است، كه البته لنگ گاهی آویخته به گردن، گاهی دور دست و گاهی در جیب اوست. یقه پیراهن او حداقل تا ناف باز است و دگمه ها فقط جنبه تزئینی دارند. ضمناً یقه پیراهن كاملاً چرك بوده و تقریباً سیاه رنگ می‌باشد...

ساعت سیكو 5 بر یك مچ و مچ‌بند چرمی مشكی بر مچ دیگرش دارد كه زیر آن اسم مریم، لیلا، محبوبه یا اسم دختر دیگری كه آخر معرفت و مرام بوده ولی نارو زده و رفته است، خالكوبی شده است. امتداد این خالكوبی گاهی به روی دست و انگشتان و ساعد و بازو هم كشیده میشود... در انگشتانش اغلب تعداد كافی انگشتر و در دستش یك تسبیح یازنجیر نازك جهت سرگرمی موجود است. اغلب ریش ستاری و سبیل، یا سبیل چخماقی دارد، و در صورتی كه سبیلش تراشیده شود تا چند روز نمیتواند به راحتی تعادل خود را حفظ كند. موهای او همیشه مرتب، چرب و پشت مویش تا پائین یقه‌اش بلند می‌باشد. روی صورت و دستهای این شخص اغلب جای چند بخیه مشاهده می‌شود. یك زنجیر طلا كه به آن بر حسب سلیقه یك آویز با طرح شمشیر، اسم یك دختر، یا هر چیز دیگری متصل است به گردن دارد. یك طرف سینه او قلنبه است چون در جیب پیراهنش یك پاكت سیگار خفن از جمله سیگار مگنا دارد.

این قبیل افراد اگر سوار سی‌جی‌125 نباشند، اكثراً در یك دستگاه خودرو با مشخصات ذیل مشاهده می‌شوند: این خودرو اغلب یك پیكان مدل قبل از 52، بدون تصادف و رنگ خوردگی، به رنگ سبز یشمی، قرمز جگری یا پیكان جوانان لیمویی و اخیراً گاهی پیكان صفر سفید یخچالی میباشد، معروف به Full Javaad Sysytem.

معمولاً كمك فنرها خوابیده و خودرو روی زمین میخزد، درها كاملاً رگلاژ و با یك اشاره كوچك بسته می‌شوند، تعداد زیادی آینه در آن كار گذاشته شده، كه حد اقل آن عبارت است از: آینه‌های استاندارد خودرو، دو عدد آینه بغل محدب، یك آینه محدب عریض (50 سانتیمتری) در وسط، دو عدد آینه در طرفین داشبورد در داخل، دوعدد آینه روی گلگیرها، دوعدد آینه گرد محدب كوچك در دو گوشه بالای شیشه جلو. یك عدد كله عروسك كه قبلاً داده اند منزل (عیال محترم، همسر آقای جوات!) آنرا آرایش كند آویزان است. علاوه بر این كله، اشیای زیاد دیگری نیز در این آویزگاه به چشم می‌خورد از جمله یك قرآن كوچك، انواع اشیای فلزی زینتی و اخیراً انواع بوگیر و خوشبو كننده اتومبیل. همچنین در دو طرف شیشه جلو، و سمت چپ شیشه عقب، انواع پرچمهای كوچك و تبلیغاتی شركتهای اتومبیل‌سازی، و پرچمهای كشورهای مختلف زیر هم ردیف شده‌اند. لازم به ذكر است كه تودوزی این خودرو فابریك بوده و روی آن یك روكش كرك‌دار به رنگ مشكی كشیده شده است.

جلوداشبورد و قسمت داخلی دربها از جنس چوب و فابریك كارخانه‌ای می باشد. این چوبها همیشه پارافین زده، براق و تمیز هستند. در بخش داخلی دربها، جائیكه شیشه بالابر نصب شده، تمام سطح از یك نایلون محكم و بیرنگ یا آبی كمرنگ پوشیده شده و زیر آن عكسهای انواع هنرپیشه‌های هندی، راكی، آرنولد ، شكیلا، گوگوش و ... موجود است. روی درب جاسیگاری جلو(كه بالای ضبط قراردارد) یك عكس عروس و داماد(عكس عروسی آقای جوات) نصب شده كه اگر مرد غریبه سوار شود درب جاسیگاری را باز می كنند تا عكس اندكی رو به پائین شده و توسط نامحرم دیده نشود... كلید كوچكی روی درب داشبورد موجود است (كلید داشبورد) كه یك جاكلیدی مناسب و حجیم به آن آویزان می‌باشد.

سیستم صوتی این خودرو از نوع دالبی استریو می باشد. ترجیحاً سونی 56، (سونی 60 ساخت بازار مشترك و ارزان قیمت‌تر است) یا در صورت وجود امكانات مالی، یك سیستم CD CHENGER در صندوق عقب. به هر حال چهار عدد باند بزرگ (معروف به خربوزه‌ای)، دوعدد در زیر شیشه عقب و دو عدد داخل دربهای جلو، یك ساب ووفر زیر شیشه عقب، و دو عدد تویتر كوچك در دوطرف بالای شیشه جلو. در صورت امكان نوار گوپس گوپس، نواری كه فقط صدای سنج از آن شنیده شود، یا جواد یساری وحمیرا گاهی داریوش و هایده و گوگوش هم شنیده شده است. دو عدد بوق بنزی و دو عدد پروژكتور بسیار قوی جلوی خودرو نصب شده است. توجه داشته باشید كه شخص جوات بسیار نسبت به خودروی خود حساس و غیرتی بوده و آنرا بالاتر از ناموس خود می‌داند

نوشته شده توسط سینا ساعت 04:10 ق.ظ موضوع مطلب :‌ طنز ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 26 مهر 1386
انواع جوات

وات تهویه

جوات تهویه‌ها بنا به شرائط جغرافیائی و اکو سیستم محیط به گونه‌ای غیر طبیعی سازگاری پیدا کرده‌اند. با توجه به نداشتن کولر در پیکان و هوای گرم تابستان جوات تهویه‌ها بصورت ژنتیکی دچار جهش در ژن کنترلی دست چپ شده و بر خلاف سایر انسانها که در هنگام رانندگی دستشان داخل ماشین است جوات تهوی‌ ها دستشان یک متر و ده سانت بیرون ماشین است. با این عمل دست جواتها خنک شده و گردش خون بدن جواتها را خنک می‌کند.

کاربرد دیگر این عمل آلودگی توربو در محیط زیست می‌باشد به آن معنا که علاوه بر دود اگزوز با دود سیگار آلودگی را به حد استاندارد در جهان سوم می‌رساند.

کاربرد سوم صرفه‌جوئی در عمر باطری است و با این عمل آنها یک دست راهنمای هوشمند دارند که در سرپیها و سبقتها به آنها کمک می‌کند.

 

توصیه ایمنی

شماره یک: اگر هوای داخل خودروئی که شما مسافر آن هستید گرم شد هیچوقت دست خود را بیرون نبرید و بهتر است از پا استفاده کنید که محکمتر است.

شماره دو: اگر راننده هستید و نزدیک به جوات تهویه‌ها شدید یک متر بیشتر از حد معمول برای سبقت فاصله بگیرید.

 

جوات وسطیکها

جوات وسطیکها علاقه شدیدی به رانندگی در همه جا به غیر از وسط لاین دارند و اگر از آئینه خود به عقب نگاه کنید هیچوقت تصویر کامل آنها را نخواهید دید.

در استانداردهای بین المللی رابطه قانونمند برای سرعت و فاصله از اتومبیل جلو وجود دارد که با وجود این جوات‌ها امکان اجرای این قانون در ایران فعلا وجود ندارد.

مهمترین اصل در رانندگی جوات وسطیکها پوزه ماشین می‌باشد و در واقع مهم آنست که یک وجب پوزه ماشینشان در آفسایت باشد و بعد از این آنها با تمام هیکل روی ماشین شما می‌آیند. جوات وسطیکها بسیار صمیمی و خونگرم هستند و هیچگاه نمی‌توانند ازماشینهای هموطنان دیگر دور باشند و علاقه شدیدی به چسبیدن و سریش شدن دارند و از پشت و بغل مداوم به شما می ‌سبند تا حدی که آیینه‌های یکدیگر را تاچ کنند. البته بعضی وقتها اینکار خوبی است چون شما میتوانید موسیقی زیبایی از هایده یا عباس قادری یا جواد یساری و یا تیس‌تیس... بشنوید.

جواد وسطیکها از سرعت 0 تا 125 کیلومتر سلطان جاده می‌باشند و تا این مرز سرعت هر کار دلشان بخواهد می‌کنند.

 

توصیه ایمنی:

شماره یك: در صورتی که جوات وسطیکها پشت شما بودند ابتدا از آینه به چشمشان نگاه کنید اگر او دارای موهای سیخ و فر بود و بصورت زاویه 90 درجه در چشمان شما نگاه کرد یک گاز محکم به موتور بدهید و دوباره نگاه کنیداگر موهایش سیخ شده بود بدون هیچ مقاومتی از سر راه او کنار بروید و اگر او با شما کمی فاصله گرفت و سمت راست یا چپ را نگاه کرد از جان شما صرف نظر کرده است و می‌توانید بدون نگرانی رانندگی کنید.

شماره دو: در صورتی که جوات از کنار به شما چسبید و شما خانم هستید لطفا با او کل‌کل نکنید و فاصله بگیرید و اگر آقا هستید شما اتومبیل خود را در وسط لاین قرار دهید و اروپائی رانندگی کنید و اجازه ندهید دور ماشین شما بیایند. اگر کنار رفت و درست رانندگی کرد که چه خوب و عالی ولی اگر صدای موتورش بلند شد و در دنده سنگین رفت سرعت خود را کم کنید و محترمانه راه بدهید.

شماره سه: اگر دیدید شما در خط سوم هستید و جوات مداوم به روی خط زرد می‌رود و صدای لاستیکهایش می‌آید و مدام چراغ می‌زند و بوق می‌زند یک دستمال سفید بیرون بیاورید و در صورت خالی بودن سمت چپ کنار بکشید.

شماره چهار: اگر جوات پشت سر شما مدام و بی دلیل بوق و چراغ زد اجازه بدهید عبور کنید و شما پشت سر او به مدت یک دقیقه هی بوق بزنید و چراغ بزنید تا ادب شود.

شماره پنج: صریحا به شما توصیه می کنیم اگر یک وقت از دست جوات وسطیکها عصبانی شدید و میزان ترشح هورمون لایی‌لایی‌کشی در شما بالا رفت خودتان را کنترل کنید و رادیو پیام را روشن کنید تا آرام بشوید و اگر افاقه نکرد بیش از سه دقیقه کل‌کل نکنید و اگر نه خدا شما را رحمت کند.

 

جوات دیزاینها

یك كارتونی بود بنام رامكال. در این كارتون یك كلاغی بود بنام پودو كه عاشق چیزهای براق مثل انگشتر، سكه، گردنبند، ساعت و… بود.

حالا این جوات دیزاینها هم عاشق چیزهای استیل، براق، هفت رنگ، چسب رنگ‌دار و چیزهای عجیب و غریب هستند.

روزی در یك پیكان مسافركش نشسته بودم. جای شما خالی یك تكه گلیم سفارشی انداخته بود روی صندلی‌ها. در جلوی داشبورد كلی گردنبند، جاسوئیچی، زنگوله و تسبیح آویزان بود از همه با حال تر این بود كه از وسط سقف یك لوستر چهار شاخه كوچك با كلی ذلم و زینبل آویزان بود.

واقعیت این است كه ما این كارها را مسخره می‌كنیم، اما نباید لذتی را كه از هنرمندی این افراد می‌بریم پنهان كنیم. این در واقع سبكی از هنر است با نام پریمتیو یا هنر اولیه كه قابل مقایسه با نقاشی غارهای بیش از 000/10 سال پیش از میلاد میباشد.

جوات دیزاینها كاملاً بی‌خطرند اما از لحاظ تهاجم فرهنگی، مشكل بزرگی هستند. چون برای اینها آرم playboy یا خرگوش هیچ فرقی ندارد و آرم كدام مسلك و مرامی كه باشد باز فرق ندارد. این افراد حاضرند تبلیغ هر چیزی را بكنند به شرط آنكه براق باشد یا چسب داشته باشد.

 

نكات ایمنی:

بیماری جوات دیزاینها مسری است و همه ژن ابتلا به آن را بصورت نهفته دارند.

برای اینكه سهواً دچار جوات دیزاینها نشوید قبل از تصمیم‌گیری برای اضافه كردن ذلم وزینبل تزئینی به اتومبیل خود خوب فكر كنید.

 

جوات دنجروسها

اگر روزی شوماخر بخواهد با اتومبیل فراری خود در خیابانهای تهران با دنجروسها مسابقه دهد مطمئنا بعد از مسابقه از اتومبیلرانی خداحافظی خواهد کرد . دنجروسها گونه‌هایی هستند متمایل به درندگان یك نكته قابل ذكر است و آن اینكه: هیچ وقت از شیر نترسید چون آن را نخواهید دید ولی از دنجروسها بترسید چون روزی حداقل 20 بار آنها را می‌بینید.

دنجروسهای نوع اول بسیار بی‌عاطفه‌اند و رانندگان پیر و خانمها و کارمندان با احتیاط و اشخاص ماشین دوست از دست آنها امان ندارند. دنجروسها عموما به صورت اتوبوسی سبقت می‌گیرند. یعنی از پشت به ماشین می‌چسبند و هی کله ماشینشان را بیرون می‌آورند و کافی است فقط 50 متر جلوتر خالی باشد که عمل سبقت را آغاز كنند.

در بزرگراهها از فاصله یک کیلومتری چراغ می‌زنند (و این نشانه استعمار انگلیس است که پیکان را طوری ساخته که دسته نور بالا از همه چیز در دسترس تر است و ترمزش خیلی قوی است!) ناف دنجروسها را با تصادف بسته‌اند و اگر یکی اشتباهی تصادف نکند یک دنجروس دیگر اورا بر اثر تصادف خواهد کشت.

دسته دوم دنجروسهای قراضه هستند که نشستن در خودرو آنها مانند نشستن بر روی صندلی مرگ است که دچار اتصالی شده است که ممکن است اگزوز بیفتد یا ترمز ببرد یا فرمان مرخص شود و یا سیم‌کشی بسوزد و تهویه داخل خودروها شبیه موتورخانه قیرسازی است.

 

نكات ایمنی:

شماره یک: اگر از دور دیدید چراغ می‌زنند خونسردی خود را از دست ندهید و اجازه بدهید عبور کنند و از شما یک کیلومتر فاصله بگیرد و بعدا شما نیز همان کار را دو بار تکرار کنید.

شماره دو: اگر در جاده دچار دنجروسها شدید و آنها قصد سبقت اتوبوسی داشتند، فوق العاده احتیاط کنید چون بیش از چهل درصد سبقتهای این افراد خطرناک است.

شماره سه: اگر مسافر هستید و دنجروس قراضه دیدید به لباسهای خودتان رحم کنید و سوار نشوید و اگر اشتباه کردید و سوار شدید حتما اگر کمربند ایمنی نداشت یک برگ کاغذ سفید بردارید و کل وصیت‌نامه خود را سریع بنویسید.

 

 

جوات سفری

اینگونه جوات به صورت گروهی و مستقل وجود دارد. در ابتدای فصل بهار كه موقع پوست‌اندازی است و كاپشن‌اندازی جوانها می‌باشد، مهاجرت این گروه از مناطق مركزی ایران به سمت جنگل‌های سرسبز شمال آغاز می‌شود. در این مسافرت طولانی كه به صورت غریزی در ذات این جاندار قرن بیست و یكم وجود دارد، عمل جهت‌یابی، مواجهه با خطرات و حیوانات درنده، لانه‌سازی موقت، همه به نظم حیرت‌انگیزی انجام می‌شود. مسیر حركت جوات سفری از میان كوهستانهای شمالی البرز و از مسیر فیروزكوه، چالوس و هراز انجام می‌شود.

در هنگام حركت گروهی جوات سفری‌ها، رعب و وحشتی در مسیر برای سایر جانداران ایجاد می‌شود. در این مسافرات طولانی تعداد زیادی از جوات سفری‌ها و جانداران بی‌گناه دیگر تلف می‌شوند.

جوات سفری‌ها از نوعی تكامل خاص در بین پستانداران سود می‌برند و آن اینكه قادرند یك آشپزخانه و یك خانه را در مسافتی بین 300 تا 500 كیلومتر همراه خود ببرند. نوعی از جوات سفری موسوم به نو كیسه‌داران قادرند حتی لوازم صوتی و تصویری با خود حمل نمایند.

جوات سفری‌های ایران بسیار خاص می‌باشند و مشابه این جانداران در هیچ فلات دیگری موجود نیست.

تعیین قلمرو برای جوات سفری‌ها مانند شیرهاست. یعنی شیرها با بجا‌گذاشتن آثار بدبویی از خود، قلمرو را برای رقیب تعیین می‌كنند و جوات سفری با بجا‌گذاشتن آشغال و بقایای غذا، قلمرو خود را برای مسافران مجاور تعیین می‌كنند.

با وجود آنكه مهاجرت و سفر در بین جانداران كار بسیار دشواری است، تنها جوات سفری‌ها هستند كه قدرت لذت بردن وصف‌ناپذیری از سفر دارند.

 

نكات ایمنی:

1- در قلمرو این پستانداران وارد نشوید.

2- از حركت كردن در فاصله كمتر از 50 متری آنها در جاده‌ها بپرهیزید.

3- در مناطقی اقامت كنید كه مطمئن باشید از دید جوات سفری‌ها محفوظ هستید

نوشته شده توسط سینا ساعت 04:10 ق.ظ موضوع مطلب :‌ طنز ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 13 مهر 1386
یک آدم خوش شانس

ز بدو تولد موفق بودم، وگرنه پام به این دنیا نمیرسید.

از همون اول كم نیاوردم، با ضربه دكتر چنان گریه‌ای كردم كه فهمید جواب «های»، «هوی» است.

هیچ وقت نگذاشتم هیچ چیز شكستم بدهد، پی‌درپی شیر میخوردم و به درد دلم توجه نمیكردم!

این شد كه وقتی رفتم مدرسه از همه هم سن و سالهای خودم بلندتر بودم و همه ازم حساب می‌بردند.

هیچ وقت درس نخوندم، هر وقت نوبت من شد كه برم پای تخته زنگ می‌خورد. هر صفحه‌ای از كتاب را كه باز میگردم، جواب سوالی بود كه معلمم از من می‌پرسید. این بود كه سال سوم، چهارم دبیرستان كه بودم، معلمم كه من را نابغه می‌دانست منو فرستاد المپیاد ریاضی!

تو المپیاد مدال طلا بردم! آخه ورق من گم شده بود و یكی از ورقه‌ها بی اسم بود، منم گفتم اسممو یادم رفت بنویسم!

بدون كنكور وارد دانشگاه شدم هنوز یك ترم از نگذشته بود كه توی راهروی دانشگاه یه دسته عینك پیدا كردم، اومدم بشكنمش كه خانمی سراسیمه خودش را به من رسوند و از این كه دسته عینكش رو پیدا كرده بودم حسابی تشكر كرد و گفت: نیازی به صاف كردنش نیست زحمت نكشید این شد كه هر وقت چیزی از زمین برمی‌داشتم، یهو جلوم سبز میشد و از این كه گمشده‌اش را پیدا كرده بودم حسابی تشكر میكرد. بعدا توی دانشگاه پیچید: دختر رئیس دانشگاه، عاشق ناجی‌اش شده، تازه فهمیدم كه اون دختر كیه و اون ناجی كیه!

یك روز كه برای روز معلم برای یكی از استادام گل برده بودم یكی از بچه‌ها دسته گلم رو از پنجره شوت كرد بیرون، منم سرك كشیدم ببینم كجاست كه دیدم افتاده تو بغل اون دختره! خلاصه این شد ماجری خواستگاری ما و الان هم استاد شمام!

كسی سوالی نداره؟

نوشته شده توسط سینا ساعت 12:10 ب.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 13 مهر 1386
نامه مادر قضنفر

گضنفر جان سلام! ما اینجا حالمام خوب است. امیدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد.

این نامه را من میگویم و جعفرخان کفاش براید مینویسد. بهش گفتم که این گضنفر ما تا کلاس سوم بیشتر نرفته و نمیتواند تندتند بخواند،‌ آروم آروم بنویس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.

وقتی تو رفتی ما هم از آن خانه اسباب کشی کردیم. پدرت توی صفحه حوادت خوانده بود که بیشتر اتفاقات توی 10 کیلومتری خانه ما اتفاق میافته. ما هم 10 کیلومتر اینورتر اسباب کشی کردیم. اینجوری دیگر لازم نیست که پدرت هر روز بیخودی پول روزنامه بدهد. آدرس جدید هم نداریم.

خواستی نامه بفرستی به همان آدرس قبلی بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلی را آورده و اینجا نصب کرده که دوستان و فامیل اگه خواستن بیان اینجا به همون آدرس قبلی بیان.

آب و هوای اینجا خیلی خوب نیست. همین هفته پیش دو بار بارون اومد. اولیش 4 روز طول کشید، ‌دومیش 3 روز، ولی این هفته دومیش بیشتر از اولیش طول کشید.

گضنفر جان، ‌آن کت شلوار نارنجیه که خواسته بودی را مجبور شدم جدا، جدا برایت پست کنم. آن دکمه فلزی‌ها پاکت را سنگین میکرد. ولی نگران نباش دکمه‌ها را جدا کردم وجداگانه توی کارتن مقوایی برایت فرستادم.

پدرت هم که کارش را عوض کرده. میگه هر روز 800 ،‌ 900 نفر آدم زیر دستش هستن. از کارش راضیه الحمدالله. هر روز صبح میره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهای اونجا رو کوتاه میکنه و شب میاد خونه.

ببخشید معطل شدی. جعفر خان کفاش رفته بود دستشویی حالا برگشت.

دیروز خواهرت فاطی را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مایو یه تیکه بپوشن. این دختره هم که فقط یه مایو بیشتر نداره،‌ اون هم دو تیکه است. بهش گفتم: ننه من که عقلم به جایی قد نمیده، خودت تصمیم بگیر که کدوم تیکه رو نپوشی.

اون یکی خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نمیدونم بچه‌اش دختره یا پسره. فهمیدم بهت خبر میدم که بدونی بالاخره به سلامتی عمو شدی یا دایی.

راستی حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصیت کرده بود که بدنش را به آب دریا بندازن. حسن آقا هم طفلکی وقتی داشت زیر دریا برای مرحوم پدرش قبر میکند نفس کم آورد و مرد!‌ شرمنده.

همین دیگه، خبر جدیدی نیست.

قربانت - مادرت.

نوشته شده توسط سینا ساعت 12:10 ب.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 13 مهر 1386
داستان خرکی

این داستانی است از زبان یك خر كه عاشق یك گاو شد. این داستان به هیچ وجه وجود خارجی نداشته و كلیه شخصیتها خیالی هستند.

تو محله ما هر كی واسه خودش یه لقب داره الا من بیچاره كه همه همون خر صدام می‌كنن. آخه جریانایی داره واسه خودش، كه باعث شده به خاك سیاه  بشینم...

كسای زیادی تو محله ما هستن مثلا یكی از اونا كه همیشه عاشقه بهش میگن (خردل).

دوتام هستن كه مثل كاردو پنیر میمونن آخه یكیشون خیلی  خودخواهه و همش من من، میكنه كه بهش میگن (خرمن) و اون یكی هم كه همش باهاش دعوا میكنه بهش میگن (خرمنكوب).

یكیشونم هست كه از صبح تا شب تو خیابونا ول می‌گرده و همش به فكر عشقوصفاست (خر كیف) نام داره.

یه خانوم و آقام هستن كه عاشق هم بودن و برای رسیدن به هم كلی سختی كشیدن و چون خیلی برای هم گریه كردن بهشون میگن آقای خراب و خانوم خرابه.

یكیشونم هست كه همیشه حرفهای مردم رو از رو فضولی گوش میده، بهش میگن (خرگوش).

یه استاد موسیقی هم داریم كه چنگ میزنه كه بهش میگن (خرچنگ).

تو این میون یه خانم خیلی خوب هست كه معمولا كار به كار كسی نداره و برای خودش زندگی آرومی‌داره كه چون موهای اون بوره بهش میگن (زنبور) و یك مگس هم داریم كه چون از وقتی بدنیا اومد به خاطر مرگ بابا و مامانش، خرها اون رو بزرگ كردن بهش میگن (خرمگس ).

حالا از همه این حرفا بگذریم. من اشتباه بزرگی كردم كه عاشق شدم و الان مثل خر پشیمونم. یادم میاد بابای مرحومم می‌گفت: مبادا یكی بیاد و خرت كنه‌ها. منم تو دلم میگفتم توی خر چه میفهمی عشق چیه آخه. ولی حالا به حرفش رسیدم....

یه روز داشتم راه میرفتم و آواز می‌خوندم كه یه هو یه خانم گاو مثل گاو اومد و بهم تنه زد. منم مثل خر یه لقد زدم بهش. بیچاره بیهوش شد و افتاد رو زمین. خیلی ترسیدم. نمی‌دونستم چی كار كنم. مثل خر تو گل مونده بودم. آخر زنگ زدم بیان و با آمبولانس ببرنش. من هم باهاش رفتم. برای این كه زودتر خوب بشه و یه موقع گناهی به گردنم نیفته همه كار میكردم. پول بیمارستان و دوا و دكتر و خلاصه همه چی....

ولی خدا رو شكر كه حالش خوب شد و به خاطر كارهایی كه براش كرده بودم من رو بخشید. ولی مثل اینكه عاشقم شده بود. دیگه ولم نمیكرد. خلاصه اونقدر بهم بند كرد كه دوست دارم و عاشقتم كه بالاخره خرم كرد.  وقتی به بابام گفتم كه میخوام با خانم گاو ازدواج كنم بهم گفت: پسر مگه مغز خر خوردی؟ منم چه میدونستم، جوون بودم و خریت میكردم. بالاخره اونقدر اصرار كردم و در مقابل مخالفت مامان و بابام كله خر بازی در آوردم تا تونستم راضیشون كنم.

بله ما با هم ازدواج كردیم و من فكر میكردم كه با هم زندگی خوبی خواهیم داشت آخه بیش از اندازه  بهش علاقمند شده بودم ولی همش اشتباه بود. بر عكس اون چیزی كه فكر میكردم كه زنم خیلی فهمیدست، خیلی هم كم عقل بود، درست مثل یه گاو.

وقتی بچه‌دار شدیم مونده بودیم اسمش رو چی بذاریم، آخه اصلا با هم تفاهم نداشتیم .برای همین هم رفتم از مردم سوال كردم: از خانوم سوسك و آقای مار سوال كردم گفتن اسم بچشون رو گذاشتن (سوسمار).

از آقای مار و خانوم جوجه تیغی سوال كردم اونا اسم بچشون رو گذاشته بودن سیم  خاردار.

آقای خروس و خانم گربه وحشی هم جواب دادن خروس جنگی.

آقای اسب و خانم ماهی هم گفتن اسب آبی.

آقای خر و خانم بز هم (خربزه ) گذاشته بودن.

وقتی داشتم به خونه بر میگشتم تو راه به یه بچه جوجه برخوردم كه داشت بازی میكرد. میخواستم برم سراغ بابا یا مامانش تا در مورد اینكه اسم بچشون رو چی گذاشتن و چی شد كه این اسم رو انتخاب كردن، سوالاتی بكنم برای همین به بچه جوجه گفتم: پسرم مامان و بابات كجان؟ گفت: من مامان و بابا ندارم... گفتنم: اوه، اسمت چیه؟ گفت: جوجه ماشینی! منم یه بوسش كردم و رفتم.

نوشته شده توسط سینا ساعت 12:10 ب.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 13 مهر 1386
آدم و حوا

صدای راننده وانت بار كه داد میزد «هندونه به شرط چاقو بخور و ببر، جیگرتو حال میاره هندونه» رو شنیدیم.

گفتم: زن، جون هر كی دوست داری بی خیال شو. اصلا بزار برم واست دو تا هندونه قرمز بگیرم بخوری جیگرت حال بیاد.

اما گوشش به این حرفها بدهكار نبود.

سرم رو بین و دوتا دستام گرفتم و پیش خودم گفتم حیف كه مجبور بودم فقط با تو ازدواج كنم.

زن از تو یه دنده تر وجود نداره.

در حالی كه برگهای دور كمرش رو مرتب میكرد و دستاش رو توی هوا تكون میداد گفت: همین كه هست

می‌خوای بخواه میخوای نخواه، اصلا اگه به حرفم گوش نكنی مجبوری امشب رو تنها بخوابی!

گفتم: آخه زن تو كه منو بدبخت میكنی حداقل به بچه‌هامون رحم كن

اونا چه گناهی كردن كه تا آخر عمر باید تاوان گناه تو رو پس بدن

اینو كه گفتم شروع كرد به جیغ و داد كردن

كه تو اصلا به من اهمیت نمیدی

تو برای من ارزش قائل نیستی

تو با من مهربون نیستی

و....

گفتم باشه اصلا هر چی تو بگی.

با هزار زحمت از یه درخت سیب بالا رفتم و یه دونه سیب چیدم و دادم بهش

و گفتم بگیر حوا جونم اینم سیب

دیگه چی میگی

اما چشم‌تون روز بد نبینه...

همینكه اولین گاز رو زدیم

خدا با اردنگی مارو انداخت اینجا

تازه از اون بدتر اینكه وقتی به حوا میگم ببین چه بلایی به سرم آوردی

با كمال پر رویی میگه: ببین مردهای مردم چه كارا كه واسه زنشون نمیكنند

از ماشین پژو گرفته تا تور آنتالیا واسه زنشون فراهم میكنند

من در حالی كه دهنم باز مونده بود داشتم به این فكر میكردم آخه جز ما دوتا كه زن و شوهری وجود نداشت كه حوا این حرفهارو میزد

خوب كه فكر كردم دیدم همه این حرف ها ریشه ژنتیكی داره و توی دهان همه زن های عالم وجود داره

نوشته شده توسط سینا ساعت 12:10 ب.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari

 Tehran Forecast


script language="JavaScript"> //Static analog Clock by kurt.grigg@virgin.net //Script featured on JavaScript Kit //http://javascriptkit.com fCol='white';//face colour. sCol='yellow';//seconds colour. mCol='white';//minutes colour. hCol='white';//hours colour. H='....'; H=H.split(''); M='.....'; M=M.split(''); S='......'; S=S.split(''); Ypos=0; Xpos=0; Ybase=8; Xbase=8; dots=12; ns=(document.layers)?1:0; if (ns){ dgts='1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12'; dgts=dgts.split(' ') for (i=0; i < dots; i++){ document.write('

'+dgts[i]+'
'); } for (i=0; i < M.length; i++){ document.write(''); } for (i=0; i < H.length; i++){ document.write(''); } for (i=0; i < S.length; i++){ document.write(''); } } else{ document.write('
'); for (i=1; i < dots+1; i++){ document.write('
'+i+'
'); } document.write('
') document.write('
'); for (i=0; i < M.length; i++){ document.write('
'); } document.write('
') document.write('') document.write('
'); for (i=0; i < H.length; i++){ document.write('
'); } document.write('
') document.write('
'); for (i=0; i < S.length; i++){ document.write('
'); } document.write('
') } function clock(){ time = new Date (); secs = time.getSeconds(); sec = -1.57 + Math.PI * secs/30; mins = time.getMinutes(); min = -1.57 + Math.PI * mins/30; hr = time.getHours(); hrs = -1.57 + Math.PI * hr/6 + Math.PI*parseInt(time.getMinutes())/360; if (ns){ Ypos=window.pageYOffset+window.innerHeight-60; Xpos=window.pageXOffset+window.innerWidth-80; } else{ Ypos=document.body.scrollTop+window.document.body.clientHeight-60; Xpos=document.body.scrollLeft+window.document.body.clientWidth-60; } if (ns){ for (i=0; i < dots; ++i){ document.layers["nsDigits"+i].top=Ypos-5+40*Math.sin(-0.49+dots+i/1.9); document.layers["nsDigits"+i].left=Xpos-15+40*Math.cos(-0.49+dots+i/1.9); } for (i=0; i < S.length; i++){ document.layers["nx"+i].top=Ypos+i*Ybase*Math.sin(sec); document.layers["nx"+i].left=Xpos+i*Xbase*Math.cos(sec); } for (i=0; i < M.length; i++){ document.layers["ny"+i].top=Ypos+i*Ybase*Math.sin(min); document.layers["ny"+i].left=Xpos+i*Xbase*Math.cos(min); } for (i=0; i < H.length; i++){ document.layers["nz"+i].top=Ypos+i*Ybase*Math.sin(hrs); document.layers["nz"+i].left=Xpos+i*Xbase*Math.cos(hrs); } } else{ for (i=0; i < dots; ++i){ ieDigits[i].style.pixelTop=Ypos-15+40*Math.sin(-0.49+dots+i/1.9); ieDigits[i].style.pixelLeft=Xpos-14+40*Math.cos(-0.49+dots+i/1.9); } for (i=0; i < S.length; i++){ x[i].style.pixelTop =Ypos+i*Ybase*Math.sin(sec); x[i].style.pixelLeft=Xpos+i*Xbase*Math.cos(sec); } for (i=0; i < M.length; i++){ y[i].style.pixelTop =Ypos+i*Ybase*Math.sin(min); y[i].style.pixelLeft=Xpos+i*Xbase*Math.cos(min); } for (i=0; i < H.length; i++){ z[i].style.pixelTop =Ypos+i*Ybase*Math.sin(hrs); z[i].style.pixelLeft=Xpos+i*Xbase*Math.cos(hrs); } } setTimeout('clock()',50); } if (document.layers || document.all) window.onload=clock; //--> ONE STEP TO INSTALL PROPER DATE: 1. Add the first code to the BODY of your HTML document --> http://www.hadikazemiweb.blogfa.com