تبلیغات
طنز و حکمت - داستان طنز
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگ من چیست؟






آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ

لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

جمعه 13 مهر 1386
داستان طنز

۲) شركت [...]

زمینه فعالیت: تولید تجهیزات هیدرولیكی سد!

طریقه آشنایی: آگهی روزنامه

ما یك روز صبح كله سحر از خانه زدیم بیرون، و پس از حدود یك ساعت و نیم، و تعویض 5 ، 6 كورس ماشین و پیاده شدن قریب به هزار تومان خودمان را به محل مزبور رساندیم.

هر چه به آنجا نزدیكتر می‌شدیم احساس می‌كردیم كه اوضاع دور و برمان بیشتر تغییر می‌كند! داخل آخرین خیابان كه پیچیدیم احساس ورود به یك منطقه جنگی به‌مان دست داد، یاد كودكان مظلوم عراقی افتادیم (آن زمان هنوز جنگ تمام نشده بود). خیابان آسفالته بود ولی تقریباً آسفالت نداشت، پهنایش آنقدر بود كه یك تریلی 18 چرخ می‌توانست دور یك‌فرمان بزند، اما آنقدر خلوت بود كه حتی پرنده هم پر نمی‌زد!! در حاشیه خیابان یك قطعات فولادی ریخته بود كه دور از جان باور نمی‌كردیم قطعه‌ای به آن ابعاد هم میتواند وجود داشته باشد!

خلاصه پلاك موردنظر را پیدا كردیم. با یك در سبز رنگ گالوانیزه مواجه شدیم و یك زنگ كه از نوع كلیدهای سه‌فاز جراثقال بود! كلید را فشار دادیم، بالا را نگاه می‌كردیم كه مبادا چیزی ناغافل بیفتد روی سرمان. آقایی با لباس نگهبانی دم در آمد و عرض كرد: «بله؟» فرمودیم: «در رابطه با استخدام آمده‌ایم». عرض كرد: «بفرمایید آنجا، اولین پنجره». رفتیم آنجا. فرمودیم: «اِ... ». عرض كرد: «از آنور بیایید داخل». از آنور رفتیم داخل. فرمی‌دادند دستمان. براندازش كردیم؛ یك سری سوالات كه خیلی آشنا بود، نام و نام خانوادگی و... اما یك سری سوالات الحق ناموسی بود!! یك جدول باز كرده بودند با 17 ، 18 خط ارتفاع برای سابقه كار!!! ما هم رو به‌شان ندادیم و سفیدِ سفید رهایش كردیم، آدم به هر چیزی كه نباید جواب بدهد! رفتیم پایین‌تر دیدیم نوشته شغل درخواستی!! اگر از ما بپرسند می‌گوییم مدیرعامل، اما آنجا مصلحت ایجاب ‌كرد كه بنویسیم: «شغلی مرتبط با رشته تحصیلی». زیرش نوشته بود:‌ میزان حقوق درخواستی!! راستش ما اواخر دوران دانشجویی در این مورد مباحث عدیده‌ای با رفقا داشتیم و از جمع‌بندی نظرات به این نتیجه رسیدیم كه اگر زیاد بنویسیم، با اردنگ می‌اندازندمان بیرون، اگر هم كم بنویسیم كه سوارمان می‌شوند. این بود كه تصمیم گرفتیم در این مواقع از روش دخترخانم‌های دم‌بخت كه سرشان را می‌اندازند پایین و با صدای بسیار آرام می‌گویند: «هرچی بابا مامان بگن» استفاده كنیم، یعنی بگوییم: «مطابق مقررات شركت»! و چنین كردیم.

بعد از دقایقی آقایی ما را مشایعت كرد تا طبقه بالا، دیدیم عجب! بالا تشكیلاتی دارد. دفتر و دستك و منشی و... همین‌طور كه داشتیم به سرعت رد می‌شدیم، دیدیم منشی مربوطه چهارچنگولی برایمان بلند شد و ادای احترام كرم!‌!! نمی‌دانیم از كجا ما را شناخته بود! ما كه تابحال عكسی چیزی از خودمان منتشر نكرده‌ایم!

رفتیم داخل اتاقی كه تابلوی دفتر مدیریت داشت. دیدیم جوانكی نشسته كمی‌پیرتر از ما با ریشی پروفسوری كه با توجه به جمجمه كشیده و درازش اصلاً به قیافه‌اش نمی‌آمد. بعد از خوش‌وبش عرض كرد: «من اولین چیزی كه در این فرم می‌بینم فاصله طولانی منزلتان با اینجاست». فرمودیم: «مِن..مِن، بله.. حدود 5/1 ساعت تو راه بودم». عرض كرد: «ما سرویسمان از میدان آزادی است و... ». فرمودیم: «مِن..مِن..». بعدش چند سوال ناموسی در مورد روش‌های جوشكاری نمی‌دانم چه كه یك مشت حروف انگلیسی ضمیمه‌اش بود مطرح كرد. عرض كرد: «با اینها آشنایی دارید؟». فرمودیم: «نه خیر» متعاقباً در دلمان یواشكی داد زدیم: «مردكه تو نمی‌فهمی‌این چیزها را در دانشگاه یاد نمی‌دهند؟!! خیلی آن چیزهایی را كه یاد می‌دادند، یاد گرفته‌ایم كه برویم سراغ اینها؟!! مگر كوری نمی‌بینی سابقه كار نداریم و...» خلاصه كلی سرش داد زدیم. عرض كرد: «آشنایی‌تان با جوشكاری در چه حد است؟» فرمودیم: «در حد یك واحد كارگاه جوشكاری كه گذرانده‌ایم». عرض كرد: «با نقشه‌خوانی صنعتی آشنایی دارید؟» فرمودیم: «درحد دو واحد نقشه‌كشی صنعتی». بعد توی دلش یواشكی عرض كرد: «این آقا راست كار ماست، نباید از دستش بدهیم»!

بعدش كلی كلاس گذاشت برای خودش كه: «آ..ی زیر سد مانند لانه زنبور است. ما لانه زنبور می‌سازیم!! این كاری را كه ما می‌كنیم هفت هشت شركت بیشتر در این مملكت نمی‌كنند...». آن تابلو را نشان داد، این تابلو را نشان داد. بعد ما را آورد دم پنجره‌ای كه مشرف به سالن تولید بود، ما هم افتخار دادیم یك نگاهی به آنجا انداختیم. دیدیم عده‌ای ریخته‌اند سر یك چیز استوانه‌ای شكل به قطر یكی دو متر و دارند جوشكاریش می‌كنند، اما هیچ شباهتی به لانه زنبور نداشت!!

خیلی چیزهای دیگر هم عرض كرد كه چون مبحث تخصصی می‌شود از ذكر آنها خودداری می‌كنیم. اما مَخلص كلام اینكه گفت: «با شما تماس می‌گیریم»

از آن روز به بعد این مردكه دارد یك‌ریز تماس می‌گیرد اما چون ما به اینترنت متصلیم، نامبرده هنوز موفق به عرض ارادت نگردیده است!!

ادامه دارد

نوشته شده توسط سینا ساعت 12:10 ب.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari

 Tehran Forecast


script language="JavaScript"> //Static analog Clock by kurt.grigg@virgin.net //Script featured on JavaScript Kit //http://javascriptkit.com fCol='white';//face colour. sCol='yellow';//seconds colour. mCol='white';//minutes colour. hCol='white';//hours colour. H='....'; H=H.split(''); M='.....'; M=M.split(''); S='......'; S=S.split(''); Ypos=0; Xpos=0; Ybase=8; Xbase=8; dots=12; ns=(document.layers)?1:0; if (ns){ dgts='1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12'; dgts=dgts.split(' ') for (i=0; i < dots; i++){ document.write('

'+dgts[i]+'
'); } for (i=0; i < M.length; i++){ document.write(''); } for (i=0; i < H.length; i++){ document.write(''); } for (i=0; i < S.length; i++){ document.write(''); } } else{ document.write('
'); for (i=1; i < dots+1; i++){ document.write('
'+i+'
'); } document.write('
') document.write('
'); for (i=0; i < M.length; i++){ document.write('
'); } document.write('
') document.write('') document.write('
'); for (i=0; i < H.length; i++){ document.write('
'); } document.write('
') document.write('
'); for (i=0; i < S.length; i++){ document.write('
'); } document.write('
') } function clock(){ time = new Date (); secs = time.getSeconds(); sec = -1.57 + Math.PI * secs/30; mins = time.getMinutes(); min = -1.57 + Math.PI * mins/30; hr = time.getHours(); hrs = -1.57 + Math.PI * hr/6 + Math.PI*parseInt(time.getMinutes())/360; if (ns){ Ypos=window.pageYOffset+window.innerHeight-60; Xpos=window.pageXOffset+window.innerWidth-80; } else{ Ypos=document.body.scrollTop+window.document.body.clientHeight-60; Xpos=document.body.scrollLeft+window.document.body.clientWidth-60; } if (ns){ for (i=0; i < dots; ++i){ document.layers["nsDigits"+i].top=Ypos-5+40*Math.sin(-0.49+dots+i/1.9); document.layers["nsDigits"+i].left=Xpos-15+40*Math.cos(-0.49+dots+i/1.9); } for (i=0; i < S.length; i++){ document.layers["nx"+i].top=Ypos+i*Ybase*Math.sin(sec); document.layers["nx"+i].left=Xpos+i*Xbase*Math.cos(sec); } for (i=0; i < M.length; i++){ document.layers["ny"+i].top=Ypos+i*Ybase*Math.sin(min); document.layers["ny"+i].left=Xpos+i*Xbase*Math.cos(min); } for (i=0; i < H.length; i++){ document.layers["nz"+i].top=Ypos+i*Ybase*Math.sin(hrs); document.layers["nz"+i].left=Xpos+i*Xbase*Math.cos(hrs); } } else{ for (i=0; i < dots; ++i){ ieDigits[i].style.pixelTop=Ypos-15+40*Math.sin(-0.49+dots+i/1.9); ieDigits[i].style.pixelLeft=Xpos-14+40*Math.cos(-0.49+dots+i/1.9); } for (i=0; i < S.length; i++){ x[i].style.pixelTop =Ypos+i*Ybase*Math.sin(sec); x[i].style.pixelLeft=Xpos+i*Xbase*Math.cos(sec); } for (i=0; i < M.length; i++){ y[i].style.pixelTop =Ypos+i*Ybase*Math.sin(min); y[i].style.pixelLeft=Xpos+i*Xbase*Math.cos(min); } for (i=0; i < H.length; i++){ z[i].style.pixelTop =Ypos+i*Ybase*Math.sin(hrs); z[i].style.pixelLeft=Xpos+i*Xbase*Math.cos(hrs); } } setTimeout('clock()',50); } if (document.layers || document.all) window.onload=clock; //--> ONE STEP TO INSTALL PROPER DATE: 1. Add the first code to the BODY of your HTML document --> http://www.hadikazemiweb.blogfa.com